بنابراین روشن شد كه یكی از مواریثی كه نزد امام مهدی(ع) است اسم اعظم است كه از حضرت آدم(ع) تا خاتم‏(ص) و از ایشان تا امام یازدهم و از ایشان هم به وجود نازنین حضرت حجت ابن الحسن العسكری(ع) رسیده است.
 

  • امام مهدی(ع) وارث صحف انبیا(ع)
یكی دیگر از مواریث سلف كه در نزد امام عصر(ع)است، صحف انبیا(ع) است و صُحف به معنای قطعه‏ای پوست است كه بر روی آن نوشته‏ای باشد و این معنای لغوی صحف است؛ ولی در اصطلاح صحف، یعنی كتاب‌هایی كه بر انبیای پیشین نازل شده است.
در قرآن به كتاب‌های آسمانی صحف اطلاق شده است و یكی از نام‌های قرآن صحف است؛ مبیّن این مطلب آیه 2 سوره بینه است كه می‏فرماید:
رسولٌ من الله یتلوا صحفاً مطهّرةً.
پیامبری از جانب خدا كتاب‌های پاك می‏خواند.
اما صحفی كه بر انبیا(ع) نازل شده عبارتند از:

1. صحفی كه بر حضرت آدم(ع) نازل شده و مشتمل بر 10 صحیفه بوده است.

2. صحف حضرت ابراهیم(ع)
كه مشتمل بر 10 صحیفه بوده است و در قرآن كریم می‏فرماید:

انّ هذا لفی الصّحف الأولی ٭ صحف ابراهیم و موسی.
قطعاً در صحیفه‌های گذشته این هست ٭ در صحیفه‌های ابراهیم و موسی.
ابوذر روایت می‌كند كه رسول خدا(ص) فرمود:
حق تعالی بیست صحیفه بر ابراهیم فرستاد كه همه حكمت‌ها و مثل‌هاست.
ابوذر گفت: آیا در قرآن چیزی از صحف ابراهیم هست؟
پیامبر فرمود: ای ابوذر بخوان این آیات را: «إنّ هذا لفی الصّحف الأولی ٭ صحف ابراهیم و موسی».6
 
 3. صحف حضرت ادریس(ع) ، كه مشتمل بر 30 صحیفه بوده است. نام این پیامبر دو بار در قرآن ذكر شده؛ یك‏بار در سورة مریم:
و اذكر فی الكتاب إدریس إنّه كان صدّیقاً نبیّاً.
و در این كتاب ادریس را یاد كن كه او نیز بسیار راستگو و پیامبر بود.
 
و همچنین سورة انبیا:
و إسمعیل و إدریس و ذالكفل كلٌّ من الصّابرین.
و اسماعیل و ادریس و ذوالكفل همه از صابران بودند.

4. زبور حضرت داوود(ع): داود (یعنی محبوب) از پیامبران بنی‏اسراییل است كه نام شریفش شانزده بار در قرآن مجید در آیات زیر از سوره‏های بقره (251)، نساء (163)، مائده (78)، انعام (84)، اسراء (55)، انبیا (78، 79) نمل (15، 16)، سبأ (10، 13)، ص (26، 24، 22، 17، و 30) ذكر شده است.

یهودیان او را صاحب كتاب نمی‏شناسند و تنها سرودهای منتسب به او را مزامیر نامیده‏اند، ولی قرآن در سورة انبیا آیه 105 كتاب داوود(ع) را این‌گونه معرفی می‏نماید:

و لقد كتبنا فی الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض یرثها عبادی الصّالحین.
و به تحقیق بعد از تورات در زبور نوشتیم كه بندگان صالح از وارثان زمین خواهند شد.
و همچنین خداوند سبحان در سورة نساء آیه 163 و در سوره اسراء آیه 55 می‏فرماید:
... و ءاتینا داوود زبوراً.

در اثبات این مطلب كه صحف ابراهیم و موسی همان الواح است و به‏دست مبارك پیامبر(ص) رسیده است، روایتی را از اصول كافی نقل می‌كنیم:

ابوبصیر می‏گوید امام صادق(ع) به من فرمود:
ای ابامحمد، خدای عزّوجلّ چیزی به پیغمبران عطا نفرموده، جز آنكه آن را به محمد(ص) عطا فرمود و همة آنچه را كه به پیغمبران داد به محمد(ص) نیز عطا فرمود؛ و آن صحفی كه خدای عزّوجلّ (صحف ابراهیم و موسی) می‌فرماید، نزد ماست. عرض كردم: آن صحف همان الواح است؟ فرمود: بلی.7
 
و همچنین در روایتی دیگر دربارة زبور حضرت داوود(ع) و اینكه این كتاب نیز جزء مواریثی است كه به پیامبر اكرم(ص) و سپس به ائمه و در نهایت به‏دست مبارك امام عصر(ع) رسیده؛ می‌خوانیم.

ابن سنان از امام صادق(ع) راجع آیة: « و لقد كتبنا فی الزّبور من بعد الذّكر» پرسید كه زبور چیست و ذكر كدام است؟ فرمود:
ذكر نزد خداست و زبور آنست كه بر داوود نازل شد و هر كتابی كه نازل گشته، نزد اهل علم است، و ما اهل علم هستیم. 8

5. تورات

تورات نام كتاب حضرت موسی(ع) است كه به صورت الواح بر آن حضرت نازل گردید. در قرآن هیجده بار از تورات نام برده شده است، در آیات زیر از سوره‏های آل‏عمران (آیات 3، 48، 50، 65، 93)؛ مائده (آیات 43، 44، 46، 66، 68، 110)؛ اعراف (آیة 157)؛ توبه (آیة 111)؛ صف (آیة 6)؛ فتح (آیة 29) ؛جمعه (آیة 5).
البته تورات در اصطلاح قرآن همان تورات اصلی و تحریف نشده است و توراتی كه اكنون نزد یهودیان موجود، دستخوش تحریفات گسترده‏ای شده و توحید و مقام انبیا پس از موسی به شكل زننده‏ای در آن معرفی شده است.
لذا توراتی كه به عنوان یكی از مواریث انبیا(ع) نزد حضرت مهدی(ع) است همان الواح نازل شده بر حضرت موسی(ع) است و آن حضرت با آن تورات اصلی در زمان ظهورش با یهودیان عصر ظهور استدلال می‏نماید.
 
6. انجیل
انجیل كه در لغت به معنای «بشارت» است و در قرآن تعداد 12 بار در سوره‏های آل عمران (آیات 65، 48، 2)، مائده (آیات 110، 68، 66، 47، 46)، اعراف (157)، فتح (29)، حدید (27) و سوره توبه (111) نام انجیل ذكر شده است؛ آن، كتاب حضرت عیسی(ع) است. البته منظور همان انجیل حقیقی و اصل است كه قرآن آن را تأیید نموده است.

روایتی از امام صادق(ع) آمده كه تأیید می‏نماید پیامبر اكرم(ص) به‏عنوان آخرین سفیر الهی، وارث جمیع كتب انبیا(ع) بوده و تمامی آنچه به‏عنوان میراث نبوت نزد پیامبر اكرم(ص) وجود داشته، به ترتیب به ائمه(ع) رسیده است، در نهایت این مواریث از جمله كتب انبیای پیشین تماماً به دست مبارك امام مهدی(ع) رسیده است.

همانا سلیمان از داوود(ع) ارث برد و محمد از سلیمان ارث برد و ما از محمد ارث بردیم. علم تورات و انجیل و همه آنچه در آن الواح بود، نزد ماست.9
 
 
7. قرآن
قرآن كریم كه آخرین و كامل‌ترین كتاب آسمانی است، یك بار به‏صورت دفعی و بار دیگر در مدت 23 سال رسالت، به تدریج بر وجود مبارك پیامبر اكرم(ص) نازل شد، این كتاب، ارزشمندترین و بالاترین میراث است كه وجود مبارك امام مهدی(ع) جامعة زمانش را بر اساس آن می‏سازد و تمام احكام و قوانین این كتاب الهی به‏طور كامل به مرحله اجرا درمی‏آید.

 این كتاب است كه جامعة نمونة آخرالزمان بر مبنای آن ساخته می‏شود و انسان‌های آخرالزمان در جامعة مهدوی شهد شیرین عدالتش را می‏چشند و تمام زوایای این كتاب الهی به منصة ظهور می‏رسد؛ و هیچ سوره و آیه‌ای از این كتاب الهی معطل و برزمین نمی‏ماند بلكه به حقیقت و روشنی كامل پیاده می‏گردد.

در اینجا به عنوان نمونه به یك روایت در این باره، اشاره می‌كنیم. امام باقر(ع) فرمود:
جز اوصیای پیغمبر كسی نمی‏تواند ادعا كند كه ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست. 10
 
 
  • امام مهدی(ع) وارث ودایع انبیا(ع)
جود مبارك امام عصر(ع) علاوه بر انبیای الهی و علم انبیا و اسم اعظم، ودایع و آثار انبیای الهی را نیز به ارث برده است؛ روایات وارد شده در این زمینه گواه این مطلب است و در تواریخ و قصص نیز به آنها اشاره شده كه تعدادی از آنها عبارتند از:

1. عصای موسی(ع)

امام باقر(ع) فرمود:
«عصای موسی از آن آدم(ع) بود كه به شعیب رسید و سپس به موسی بن عمران رسید. آن عصا نزد ماست و اندكی پیش نزدم بود مانند وقتی كه از درختش باز شده سبز است، و چون از او سؤال شود جواب گوید و برای قائم ما ـ امام مهدی(ع) ـ آماده شده است، او (حضرت مهدی) با آن، همان كاری كه موسی می‏كرد انجام دهد. آن عصا هراس‏آور است و ساخته‏های نیرنگی جادوگران را می‏بلعد و به هرچه مأمور شود انجام دهد؛ چون حمله كند هرچه را به نیرنگ ساخته‏اند، می‏بلعد و برایش دو شعبه باز می‌شود كه یكی در زمین و دیگری در سقف و میان آنها (میان دو فكش) چهل زراع باشد و نیرنگ ساخته‏ها را با زبانش می‏بلعد چنان‌كه در زمان حضرت موسی(ع) سحر ساحران را بلعید».11
امام صادق(ع) فرمود:
الواح موسی(ع) (تورات) و عصای او نزد ماست و ما وارث پیامبرانیم. 12

پیداست وقتی‏كه عصای حضرت موسی(ع) و تورات دست به دست به حضرت صادق(ع) رسیده، بعد از ایشان نیز دست به دست به سایر ائمه رسیده تا آنكه به دست مبارك امام مهدی(ع) - كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند - رسیده است.

عصای حضرت موسی چندین معجزه داشته كه قرآن به آنها اشاره كرده است:
ـ مار شدن عصا هنگام مبعوث شدن حضرت موسی(ع) به پیامبری؛ در سورة قصص آیه 30 می‏فرماید:
و أن ألق عصاك فلمّا رءآها تهتزّ كأنّها جآنٌّ ولّی مدبراً و لم یعقّب یا موسی أقبل و لاتخف إنّك من الآمنین.
ـ اژدها شدن عصا نزد فرعون. در سورة شعراء آیة 32 می‏فرماید:
فألقی عصاه فاذا هی ثعبانٌ مبین.

ـ بلعیدن سحر ساحران توسط عصا. در سورة شعراء آیات 44 و 45 می‏فرماید:
فألقی موسی عصاه فاذا هی تلقف ما یأفكون ٭ فألقی السحرة ساجدین.

ـ زدن عصا به دریا و باز شدن راه برای نجات قوم بنی اسراییل. در سورة شعراء آیة 63 می‏فرماید:
فأوحینآ إلی موسی أن اضرب بعصاك البحر فانفلق فكان كلّ فرقٍ كالطّود العظیم.

ـ زدن عصا به سنگ و بیرون آمدن دوازده چشمه آب برای اسباط بنی‏اسراییل؛ در سورة بقره آیة 60 می‏فرماید:
و اذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عیناً قد علم...
این عصا، ابتدای امر عصای حضرت آدم(ع) بوده، سپس به حضرت شعیب(ع) رسیده و آنگاه كه موسی(ع) متواری بود و در راه به دختران شعیب(ع) در آب كشیدن از چاه كمك نمود، سپس به خدمت شعیب(ع) درآمد آن عصا به او رسید. در تواریخ انبیا برای این عصا حوادث و وقایعی نقل نموده‏اند.
 
 
2. حَجَر (سنگ) حضرت موسی(ع)
امام باقر(ع) فرمود:
چون حضرت قائم در مكه قیام كند و خواهد كه قصد كوفه نماید منادی فریاد كند كه كسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد. سنگ حضرت موسی(ع) كه به وزن یك بار شتر است با آن حضرت است در هر منزلی كه فرودآیند چشمه آبی از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سیر و تشنه را سیراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی‌كه در نجف به پشت كوفه فرود آیند.13

قرآن در خصوص این سنگ در سورة اعراف آیة 160 می‏فرماید:
أوحینا الی موسی إذ استسقاه قومه أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عیناً.
به موسی وحی فرستادیم كه عصای خود را بر سنگ بزن ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جهید.
امام باقر(ع) دربارة این آیة شریفه می‏فرماید:

 به‏درستی كه ظهور و قیام قائم(ع) در مكه خواهد بود،  بعد از آن به سوی كوفه حركت می‏كند و منادی ندا می‏دهد: ای یاران امام زمان كسی از شما با خود غذا و آبی حمل نكند. حضرت مهدی حَجَر موسی بن عمران را با خود دارد، در هر منزلی كه وارد می‏شوند از آن سنگ آبی روان خواهد شد و هر كس گرسنه و تشنه باشد از آن می‏خورد. همه سیر و سیراب خواهند شد و این حالت در تمام منزل‌گاه‏های بین راه ادامه دارد تا از پشت كوفه وارد نجف شوند.14

چند نكته در خصوص حجر موسی(ع) لازم است گفته شود:
الف - الف و لام حَجَر در این آیه، نشانة معرفه است، یعنی این سنگ خاص است و نه هر سنگی، به‏عنوان یكی از ودایع نبوت به‏دست امام عصر(ع) رسیده است و در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) این سنگ به‏عنوان توشة بین راه یاران آن حضرت مورد استفاده قرار می‏گیرد و احادیث مربوط مبین این موضوع است.

ب - در زمان موسی(ع) چون قوم بنی‏اسراییل دوازده سبط بودند (بنی روبیل، بنی شمعون، بنی جاد، بنی یهودا، بنی یساكار، بنی زبولون، بنی یوسف، بنی بنیامین، بنی اشیر، بنی دان، بنی نفتالی، بنی لاوی)، چون این دوازده سبط با هم اختلاف داشتند، لذا دوازده  چشمة از آن سنگ بیرون آمد تا هر گروهی چشمه آبی برای خود داشته باشند اما در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) چون اختلاف و تفرقه‌ای بین یاران امام مهدی(ع) نیست، لذا از آن سنگ فقط یك چشمه آب بیرون خواهد آمد.

ج- در خصوص سنگ حضرت موسی(ع) در قرآن دو بار از آن یاد شده است: سورة بقره آیة 60 كه متن آن نقل شد و در سورة اعراف آیة 160 می‏فرماید:

«و قطّعنهم اثنتی عشره أسباطاً أُمماً و أوحینا إلی موسی اذ استسقاه قومه أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشره عیناً قد علم كلّ أناسٍ مّشربهم و ظلّلنا علیهم الغمم و أنزلنا علیهم المنّ والسّلوی كلوا من طیّبت مارزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم یظلمون».

و این حجر حضرت موسی(ع) به‏عنوان یكی از ودایع نبوت دست به دست به‏وسیله اوصیای بعد از موسی(ع) به‏دست پیامبر اكرم(ص) رسیده و بعد از ایشان هم به‏دست وصی آن حضرت، علی(ع) تا حال حاضر كه نزد خاتم‏الاوصیا، امام مهدی(ع) است.

3. تابوت الشهاده (تابوت سكینه):

امام صادق(ع) فرمود:
داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی اسراییل، تابوت در هر خاندانی از بنی اسراییل كه پیدا می‌شد، نبوت به آنها داده می‏شد، هركس از ما هم كه سلاح به دستش رسد امامت به او داده می‏شود. 15

نام تابوت سكینه یك بار در سورة بقره، آیه 248 ذكر شده است كه می‏فرماید:

و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است كه تابوتی به سوی شما می‏آید كه در آن سكینه و آرامشی از ناحیه پروردگارتان وجود دارد و آنچه را كه آل موسی و آل هارون باقی گذاشته‏اند و آن تابوت به‏وسیله فرشتگان حمل می‏شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنان‏كه مؤمن باشید.

تابوت سكینه با نام‏های صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت الشهاده و تابوت بنی اسراییل نیز ذكر شده است و طبق نوشته‏ها صندوقی بوده كه محتوای الواح سنگی احكام ده‌گانه (تورات) در آن قرار داشته است و هروقت قوم بنی اسراییل حركت می‏كرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه‏ای نهاده، پیشاپیش خود روان می‏داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می‏دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشكریان گردد. این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (2 لوح سنگی)، كاسه‏ای از منّ (غذای آسمانی بنی‌اسرائیل) نیز در آن قرار داده بودند.

تا اینكه فلسطینی‏ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داوود(ع) جالوت، پادشاه فلسطینی‏ها را كشت و صندوق را به یهودیان بازگرداند.

تا زمان حضرت سلیمان(ع) این صندوق در معبد قُبَّةُ الرُّمان (كه این نام نیز در دعای سمات ذكر شده قرار داشت.

مطالب دیگری در خصوص تابوت سكینه وارد شده است؛ مثلاً در كتاب  قرب الاسناد حمیری (ص 164) حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده كه آن حضرت دربارة تفسیر سكینه ( فیه سكینةٌ من ربّكم...) فرمود:
این سكینه رایحه‏ای است بهشتی، كه به شكل صورت انسانی از صندوق خارج می‏شد و آن صندوق هم اینك نزد ماست.

و همین معنا نیز از سوی حضرت رضا(ع) بیان شده است.
این تابوت الشهاده نیز اكنون نزد امام مهدی(ع) است. پیامبر اكرم(ص) در حدیثی فرموده است:
«صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی ـ امام مهدی(ع) ـ آشكار می‏شود و آن را آورده، در پیشگاه مقدس او در بیت‏المقدس قرار می‏دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می‏نمایند به جز اندكی، بقیه آنان ایمان می‏آورند».16
 
4. پیراهن حضرت یوسف(ع)

مفضل بن عمر می‌گوید، امام صادق(ع) به من فرمود: «می‏دانی پیراهن یوسف(ع) چه بود؟» عرض كردم، نه. فرمود:
چون برای ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرییل(ع) جامه‏ای از جامه‏های بهشت برایش آورد، او پوشید و با آن جامه گرما و سرما به ابراهیم زیانی نمی‏رسانید. چون مرگ ابراهیم رسید، آن را در غلافی نهاد و به اسحاق آویخت و اسحاق آن را به یعقوب آویخت و چون یوسف(ع) متولد شد آن را به او آویخت و در بازوی او بود تا امرش به آنجا (زمام‌داری مصر) رسید؛ چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است كه گفت: اگر نادانم نمی‏خوانید من بوی یوسف را احساس می‏كنم. و آن همان پیراهنی بود كه خدا از بهشت فرستاده بود. 17

عرض كردم: قربانت گردم، آن پیراهن به چه كسی رسید؟ فرمود:
به اهلش رسید و هنگامی كه قائم ما ـ امام مهدی(ع) ـ ظهور كند، با او خواهد بود. هر پیغمبری كه دانش یا چیز دیگری را به ارث گذاشته به آل محمد(ص) رسیده است.

همان طور كه در این حدیث طولانی آمده است، امام صادق(ع) حقیقت این پیراهن را بیان فرموده كه از كجا آمده و در نهایت به دست اهل بیت(ع) رسیده است. و این پیراهن از جمله مواریث انبیا(ع) به شمار می‏آید.

همین یك حدیث در توضیح پیراهن حضرت یوسف(ع) ما را كفایت می‏كند، و این پیراهن هم‏اكنون نزد حضرت امام مهدی(ع) است.

5. طشت حضرت موسی(ع)، انگشتر حضرت سلیمان(ع)، شمشیر، پرچم و زره پیامبر اكرم(ص)

تعدادی دیگر از مواریث انبیا(ع) نیز وجود دارند كه آنها هم هر كدام بنابر حكمت و مصلحتی، نزد امام مهدی(ع) موجود می‏باشند؛ برای روشن شدن مطلب به ذكر یك حدیث مفصل اكتفا می‏كنیم. البته آنچه در كتب تاریخ انبیا و غیره ذكر شده، به سندیت و اعتبار این حدیث نمی‏رسند و آنها نیز برای اعتبار بخشیدن به تواریخ آن به این احادیث استناد می‏نمایند.

امام صادق(ع) فرمودند:
همانا شمشیر رسول خدا(ص)، پرچم و جوشن و زره و خُود پیامبر(ص)، پرچم ظفربخش پیامبر(ص)، الواح موسی و عصای او، انگشتر سلمان بن داوود، طشتی كه موسی(ع) قربانی را در آن انجام داد، اسمی كه نزد پیامبر(ص) بود و چون آن را میان مسلمانان و كفار می‏گذاشت كه از مشركان به مسلمین نشانه‏ای نرسد و من آن را می‏دانم و هرآنچه را كه فرشتگان آورده‏اند نزد من است. داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنی اسراییل، و بر در هر خانه‏ای كه تابوت پیدا می‏شد، نشانه اعطای نبوت بود و سلاح به هركس از خانوادة ما رسد امامت به او داده می‏شود. همانا پدرم، امام باقر(ع)، زره رسول خدا(ص) را پوشید، دامنش اندكی به زمین می‏كشید و من آن را پوشیدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدی(ع)، كسی است كه چون آن را پوشد به اندازه قامتش باشد ان‏شاءالله.18

این حدیث به‏طور صریح بخشی از ودایع نبوت و مواریث انبیای الهی(ع) را ذكر كرده است و تصریح نموده كه همة آنها به دست ائمه رسیده و در نهایت نیز به خدمت امام عصر، حضرت مهدی(ع) می‏رسد.

در حدیث دیگر امام محمد باقر(ع) فرمود:
خداوند بر خلاف وقتی كه تعیین‏كنندگان وقت ظهور امام مهدی(ع) معین كرده‏اند، عمل می‏كند؛ پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرییل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در میان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرییل عرض كرد: ای محمد، به خدا قسم این پرچم، از پنبه و كتان و ابریشم و حریر نیست. پیامبر فرمود: پس از چیست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پیغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پیچید و به دست علی(ع) داد و پیوسته نزد آن حضرت بود تا اینكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پیروز گردانید؛ آنگاه علی(ع) آن را پیچید و همیشه نزد ما بوده و هست و دیگر هیچ‌كس آن را نمی‏گشاید تا اینكه قائم ما(ع) قیام كند. وقتی قائم قیام نمود، آن را به اهتزاز درمی‏آورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد آن را می‏بیند؛ رعب و ترس از وی یك ماه زودتر. از پیش روی و چپ و راست او رفته و در دل‌ها جای می‏گیرد. آنگاه گفت: ای محمد او به خونخواهی پدرانش قیام می‏كند و سخت خشمگین است و از اینكه خداوند بر این خلق غضب نموده متأسف است. او پیراهن پیامبر(ص) را كه در جنگ احد پوشیده بود، به تن دارد و عمامه و زره پیغمبر را كه به قامت وی، راست است، می‏پوشد و ذوالفقار، شمشیر پیغمبر را در دست دارد، سپس شمشیر برمی‏كشد و هشت ماه از كشته‏های بی‏دینان، پشته‏ها می‏سازد.19

دو روایت مذكور دقیقاً روشن می‏نماید كه تمامی مواریث انبیای الهی در نهایت به دست با كفایت جان جهان، امام مهدی(ع) می‏رسد.

و حدیث ذیل اثبات می‏كند كه تمامی ودایع و وصایای انبیای الهی(ع) توسط حضرت ابوطالب(ع) به‏دست پیامبر اكرم(ص) رسیده است.

درست بن ابی منصور نقل می‌كند: از امام هفتم(ع) پرسیدم: آیا رسول خدا(ص) مأمور پیروی از ابوطالب(ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟

فرمود: «نه، ولی ابوطالب نگهدار ودائع نبوت بود و وصایا نزد وی سپرده شده، و او آنها را به آن حضرت(ص) داد.» گفتم: وصایا را به او داد به حساب اینكه حجت بر او (پیغمبر) بود؟ فرمود: «اگر حجت بر او بود وصیت را به او نمی‏داد.» گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: «به پیغمبر و هر چه آورده بود اقرار كرد و وصایا را به او داد و همان روز درگذشت».
 
حسن جلالیان
ماهنامه موعود شماره 87

پی‌نوشت‌ها:

1. كلینی، اصول كافی، ج 2، ص 188، ترجمه مرحوم آیت‌الله محمد باقر كمره‌ای.
2. همان، ص 192.
3. همان، ص 194.
4. مجلسی، بحارالانوار، ج 27، ح 2، ص 25.
5. كلینی، همان، ج 1، ص 324.
6. مجلسی، حیات القلوب، ج 1، ص 132.
7. كلینی، همان، ص 327.
8. همان.
9. همان، ص 326.
10. همان، ص 332.
11. همان، ص 335.
12. همان.
13. همان، ص 324.
14. تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 6.
15. كلینی، همان، ص 343.
16. صافی گلپپایگانی، منتخب‌الاثر، ص 309.
17. سورة یوسف(12)، آیة 94؛ كلینی، همان، ص 336.
18. همان، ص 337.
19. كلینی، همان، ج 3، ص 274.