روح الله نيکپای جوان هزاره تبار اولين مدال المپيک را در تاريخ ورزش افغانستان کسب نمود

 

   31/5/1387
روح الله نيکپا درمسابقات سال گذشته آسيايي مدال نقره گرفت و امروز مدال بروز بازيهايي المپياي پکن را به کشور خود اختصاص داد.
اين ورزشکارافغان روزگذشته دربازيهايي المپيک دراولين مسابقه تکواندو در پکن حريف جرمني خود را شکست داد و با يک امتياز مسابقه دوم را به ورزشکار مکزيک وا گذارکرد.
درمسابقه سومي که به وقت محلي عصرروزگذشته برگزار شد با متانت و وقارافغاني بر ورزشکارانگليسي پيروز شد.
پيروزي اين ورزشکار جوان، بيانگر اين حقيقت است که علي رغم دشواريها و کمبوديها افغانها نه تنها استعداد درخشش درمسابقات را دارند بلکه مدال آور نيز ميباشد.
به هرصورت مدال آوري ازمسابقات المپيک کار آسان نيست، ورزشکاراني که براي اولين بار پس ازسالها مشقت به اين مسابقات راه مي يابند وازآن مدال مي آورند، افتخار بزرگ به ورزش وملت کشور ميباشد.

طبق يک خبرديگر حامد کرزي رئيس جمهوري اسلامي افغانستان به مسئولين مربوط هدايت داده است تا براي روح الله نيکپا ورزشکار افغان که موفقيت بزرگي را درالمپياي چين ازآن خود ساخت يک خانه رهايشي تدارک ببينند.
روح الله نيکپا ورزشکار افغان دربازي هاي المپيک درکشورچين با مغلوب نمودن حريف آلماني وهسپانيوي خود درتکواندو پومسه مدال برونز را بدست آورد.
به اساس گزارش دفترمطبوعاتي رياست جمهوري، حامد کرزي رئيس جمهوري اسلامي افغانستان با روح الله نيکپا ازطريق تيلفوني صحبت نموده وموفقيت اخيراو را تبريک گفته واو را تشويق به موفقيت هاي ديگر و دريافت مدال هاي بيشتر نمود.
حامد کرزي اين موفقيت ورزشکارافغان را براي افغانستان يک افتخار دانسته گفت: اين موفقيت ميتواند براي جوانان ديگر سرمشق خوب باشد زيرا اين جوان با امکانات بسيارکم توانست که چنين موفقيت بزرگ را بدست آورد.
حامد کرزي براي جوانان ديگر افغان که دربازي هاي المپيک درچين حضور دارند آرزو کاميابي هاي مشابه را نمود.
رئيس جمهورغرض قدرداني ازاين موفقيت بزرگ وتشويق روح الله نيکپا مسئولين مربوط را هدايت داد که براي اين جوان يک خانه رهايشي بدهند.

بقیه گزاریش و تصاویر نیگپای را در ادامه مطلب بخوانید

http://www.youtube.com/watch?v=5ZPkIyFgPKk&feature=related

ادامه نوشته

جشن آزادی از نوع مدل کرزی در کابل

روز استقلال افغانستان در سال جاری از لحاظ اسم ورسم به فال نیک گرفته میشود.چه هشتاد ونه سال قبل در چنین روزی مردم افغانستان فریاد استقلال وآزادی را از زبان شاه جوان شان شنیده بودندوامروز در چنین روزی شاهد پایان حاکمیت کسی هستند که 9 سال قبل افغانستان را بوسیله گروه بنام طالبان اشغال کرده بود وهمزمان باهشتاد ونهمین سالروز استقلال افغانستان از استعمار انگلیس زوال یافت.
تجلیل از روز استقلال افغانستان:تا چند ساعت قبل از بر گزاری جشن استقلال افغانستان از امواج رادیو ها می شنیدم که جشن استقلال افغانستان امسال در کابل در محل نا معلوم بر گذار میگردد.در شگفت بودم که محل نا معلوم برای چه ودر کجا خواهد بود؟ سر انجام دوساعت قبل از بر گذاری معلوم شد که در جوار ریاست جمهوری ودور از نظر عامه مردم از سالروز استرداد استقلال افغانستان تجلیل بعمل میاید.طبعا این جشن بسیار محدود وسمبولیک بر گذار شد. اول محلش تا آخر معلوم نبود، دوم در جای تجلیل شد که جزء عده محدود دیگر کسی به آنجا توفیق رفتن نیافت.بناءاز سالروز استقلال افغانستان در کابل کسانی تجلیل کردند که حالا هم استقلال ندارند وحساب شان از حساب ملت جداست.

ادامه نوشته

  بهسود و دایمیرداد  بعد از غارت كوچي ها  از دید یگ خبر نگار

هجوم مسلحانه کوچي‌ها سه سال پياپي در ولسوالي‌هاي بهسود و دايميرداد ولايت ميدان، يکي از مشکلات کمرشکن بود که بالاي مردم محل و باشندگان اصلي بهسود تحميل گرديد. اين معضل اما در سال جاري به فاجعه بزرگي تبديل گرديد که تبعات ناشي از آن به اين زودي‌ها قابل جبران نخواهد بود.
اين حادثه از تاريخ 26 جوزا با حمله مسلحانه افراد کوچي در منطقه کجاب آغاز گرديد و در تاريخ 13 يا 14 اسد سال روان در حالي پايان يافت که در جريان اين هجوم در حدود بيست هزار تن از مردم ولسوالي‌هاي حصه اول و دوم بهسود و دايميرداد آواره گرديده 24 تن از افراد ملکي توسط کوچي‌ها به شهادت رسيد و 13 تن ديگر جراحت برداشته و تمام کشت و زراعت مردم در زير پاي مواشي کوچي‌ها به خاک يکسان گرديده است.
دولت افغانستان پس از درخواست‌هاي مکرر مردم، رهبران هزاره و نمايندگان مردمي در امور حل معضل کوچي‌ها، سر انجام تصميم گرفت تا کوچي‌ها را به شکل موقت از منطقه بيرون نموده و خسارات وارده بر هر دو طرف قضيه را بررسي و جبران نمايد.

ادامه نوشته

دومین دوره آزمون کنکور دانشگاه کاتب  در کابل برگزار شد

امتحان کنکور مؤسسه تحصیلات عالی کاتب با حضور استاد سلطان محمد ثبات معاون ریاست امور محصلان وزارت تحصیلات عالی، استاد تلاش آمر دیپارتمنت امور دینی ریاست امور انسجام آکادمیک و دکتر سیدعسکر موسوی مشاور ارشد وزارت تحصیلات عالی، با شرکت 163 داوطلب در ساعت 8:30 صبح روز جمعه 18/5/1387 برگزار شد.

روابط عمومی مؤسسه تحصیلات عالی کاتب:

مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، دومین دوره آزمون کنکور ورودی خودرا برای پذیرش دانشجو در ترم دوم سال تحصیلی 1387با حضور هیأت عالی نظارت وزارت تحصیلات عالی کشور برگزار کرد.

 

امتحان کنکور مؤسسه تحصیلات عالی کاتب با حضور استاد سلطان محمد ثبات معاون ریاست امور محصلان وزارت تحصیلات عالی،  استاد تلاش  آمر دیپارتمنت امور دینی ریاست امور انسجام آکادمیک و دکتر سیدعسکر موسوی مشاور ارشد وزارت تحصیلات عالی، با شرکت  163 داوطلب در ساعت 8:30 صبح روز جمعه 18/5/1387 برگزار شد.

 

اعضای هیأت نظارت وزارت تحصیلات عالی در سخنانی با داوطلبان، به آنان درباره رسمیت مجوز مؤسسه و مدرک فراغت از تحصیل صادرشده از این مؤسسه اطمینان دادند و نکته­هایی را درباره شیوه برگزاری کنکور یادآوری کردند.

 

داوطلبان کنکور که برای راه یافتن به رشته­های حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی با هم رقابت کردند، در صورت کام­یابی در آزمون، باید در مصاحبه علمی نیز شرکت کنند. ساختار آموزشي مؤسسه تحصیلات عالی کاتب بر اساس سیستم کريدت (واحدی) است که داوطلبان برای تحصیل باید سند رسمی فراغت از صنف دوازدهم خود را که مورد تأیید وزارت معارف است، ارایه دهند. شهریه تحصیلی مؤسسه در این سال تحصیلی، 22050 افغانی در نظر گرفته شده است.

 

مؤسسه تحصيلات عالي فيض محمد کاتب با مجوز شورای وزیران دولت جمهوری اسلامی افغانستان و وزارت تحصیلات عالی کشور بنیان نهاده شده است و می­کوشد با رعايت قوانين، لوايح و مقرره‌هاي وزارت تحصيلات عالي، نصاب تعليمي خود را هم­گام با معيارهاي علمي بين­المللي، به پیش برد.

 

مؤسسه تحصيلات عالي فيض محمد کاتب با هدف پرورش استعدادهاي جوانان، تأمين کادرهاي علمي و تربيت نيروهاي متخصص در زمينه‌هاي مختلف، کار خود را از ثور امسال در رشته­های حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی آغاز کرد.  مؤسسه تحصیلات عالی کاتب با دارا بودن بیش از سیصد دانشجو، دارای کتاب­خانه­ تخصصی، مرکز مجهز اینترنت و کانتین غذایی است و از حضور استادانی بهره می­برد که همگی دارای مدرک ماستری و دکترا هستند.

  تراژدی همچنان ادامه دارد: اوضاع اسفبار آوارگان حمله کوچی ها در بامیان

تراژدی همچنان ادامه دارد: اوضاع اسفبار آوارگان حمله کوچی ها در بامیان
مهدی مهرآیین، خبرنگار آزاد، بامیان: به زنی برمی خورم که در کنار بوری آردی که نصیبش شده، ایستاده است. تقریباً چهل و پنج ساله به نظر می رسد. از او خواهش می کنم که با من مصاحبه کند. در جواب می گوید: «اووووو بیرار، گپ از مو ره خدا نمیشنوه، تو چیز پشت شی می گردی؟» خودش را رقیه بنت رمضان از قریه سیاه سنگ معرفی می کند. کودکی ده ساله هم در کنارش ایستاده که بعداً می فهمم دخترش است. رقیه می گوید: دختر دیگرم گوسفندان را به چرا برده بود و در منطقه ماند، از او احوالی ندارم و بغضش می ترکد و می گوید: خدا این ظالمان را انصاف بدهد که چه به روزمان آوردند و سپس بد و بیراهی نثار تمامی رهبران هزاره می کند که هیچ فکری بحال آنان نمی کنند.

مهدی مهرآیین، خبرنگار آزاد، بامیان:

 

صبح روز پنجشنبه 10 اسد، بیش از ده تن مواد خوراکی و ارتزاقی کمک های بشردوستانه کشور زلاند جدید توسط دفترانکشافی آغاخان به بیجاشدگان بهسود که در ولایت بامیان به سرمی برند، توزیع شد. این کمک ها شامل آرد، روغن، نمک، لوبیا و بعضی دیگر اقلام غدایی بودند.

 

برای هرخانواده بیجاشده، 22 کیلو گرام آرد،3 کیلو گرام لوبیا، 2 کیلو روغن و مقداری نمک توزیع شد. هفته پیش نیز برای هرخانوار، دو کمپل توزیع شده بود.

 

اما آیا این تمام آن چیزی است که این بیجاشدگان بدان نیاز دارند؟

 

منصوره دختر 12 ساله ای است که به همراه یک برادر کوچکترش بدون اطلاع از پدر و مادر خود، مدت پانزده روز است که همراه با بیجاشدگان دیگر، به بامیان آمده است و کوچکترین اطلاعی از پدر و مادرش، و سه برادر و دو خواهرش که در منطقه شان در قریه سیاه سنگ حصه اول بهسود مانده است، ندارد.

 

وقتی از وی در باره پدر و مادرش می پرسم، اشک در چشمانش حلقه زده می گوید: من هیچ اطلاعی از پدر و مادر و سایر اعضای خانواده ام ندارم. در منطقه جنگ بود و کوچی ها ده ها نفر را کشتند، مکتب مان را هم آتش زدند. نمی دانم چرا پدرم بدنبال من نیامده است و بعد هق هق گریه امانش نمی دهد.

 

بعد از چند دقیقه که آرامتر می شود، می پرسم که اینجا در این پانزده روز، چگونه به سر می برده است؟ می گوید: یک هفته اول را در پای کوتل حاجی گگ، در خانه یک نفر از باشندگان قریه پای کوتل بودم. بعد از یک هفته، او از ما خواست که خانه شان را ترک گوییم، خودش هم وضعیت مالی خوبی نداشت، اگر چه گوسفندانش را به چرا می بردم و بعضاً علف هم درو می کردم. بعد از یک هفته، به منطقه کالو آمدم و در یک منبر(مسجد) همراه با دو خانواده بیجاشده دیگر جایگزین شدیم. مردم منطقه مهربانی کردند و ما را فرش و کمپل بطورعاریه دادند. بعد هم که مهاجرین جدید آمدند، دیگر مسجد گنجایش نداشت و ما به بیرون رانده شدیم و فعلاً در خیمه ای که توسط ریاست عودت مهاجرین بامیان برایمان داده شد، زندگی می کنیم.

 

وی با تصویر کودکانه ای که از وضعیت روز دارد می گوید: تا زمانی که کوچی ها منطقه را بطورکامل ترک نکرده اند، به هیچ وجه برنخواهم گشت، چرا که مطمئنم که آنها مرا خواهند کشت. از او می پرسم که آیا گفتنی ای برای حامد کرزی رئیس جمهور دارد؟ می گوید: مگر حامد کرزی هم اوغو( افغان= پشتون) نیست؟

 

رضا ولد سلمان، کودک هفت ساله ای است که با وضعیت رقت باری که از سر و صورتش پیداست، در خیمه های ریاست عودت مهاجرین به سرمی برد. او تک و تنها (بدون حتی یک نفر از اعضای فامیلش) از بهسود همراه با دیگر مهاجرین آمده است. اما در اینجا بطور اتفاقی با پسرعموی پدرش که او نیز از منطقه متواری شده است، روبرو می شود و فعلاً با آنها زندگی می کند. رضا شاگرد صنف اول مکتب است و داستان را اینگونه نقل می کند: من گوسفندان را به چرا برده بودم و ناگهان صداهای مهیبی شنیدم، بعد مردم را دیدم که فرار می کردند. من هم با مردم همراه شدم و دیگر هیچ نفهمیدم. رضا با تأسف یاد می کند که کتاب هایم هم در جایم ماند.

 

محرم علی، پسرعموی پدر رضا می گوید: رضا شب ها قبل از خواب، گریه می کند و مادرش را صدا می کند و ما به سختی می توانیم آرامش کنیم.

 

به زنی برمی خورم که در کنار بوری آردی که نصیبش شده، ایستاده است. تقریباً چهل و پنج ساله به نظر می رسد. از او خواهش می کنم که با من مصاحبه کند. در جواب می گوید: «اووووو بیرار، گپ از مو ره خدا نمیشنوه، تو چیز پشت شی می گردی؟» خودش را رقیه بنت رمضان از قریه سیاه سنگ معرفی می کند. کودکی ده ساله هم در کنارش ایستاده که بعداً می فهمم دخترش است.

 

رقیه می گوید: دختر دیگرم گوسفندان را به چرا برده بود و در منطقه ماند، از او احوالی ندارم و بغضش می ترکد و می گوید: خدا این ظالمان را انصاف بدهد که چه به روزمان آوردند و سپس بد و بیراهی نثار تمامی رهبران هزاره می کند که هیچ فکری بحال آنان نمی کنند.

 

قاسم ولد محمد حسین ازقریه غولتجوحصه اول بهسود، 15 روز است که به همراه تمام اعضای فامیلش در دره کالوی بامیان به سرمی برد. قاسم می گوید: کوچی ها به قریه آنان حمله کرده و خانه ها را سوزاندند، چند نفری را کشتند و در این گیرودار بود که ما فرار کردیم. البته من دو فرزندم را گم کرده بودم که خوشبختانه فردای آن روز دو باره به ما ملحق شدند. آنها نیز فرار کرده بودند. قاسم دل پری از دولت کرزی دارد و از اینکه به دولت آقای کرزی رأی داده است سخت پشیمان است و می گوید: این دفعه در انتخابات به طالبان رأی خواهم داد اما به کرزی نه! وی مدعی است که متجاوزین کوچی ها نه، بلکه ملیشه های سازماندهی شده پاکستانی هستند که آزادانه سلاحهای نیمه سنگین را با خود حمل می کنند و دولت را متهم به همکاری با آنان می کند. وی مثالی آورده می گوید: اردوی ملی به عنوان نیروی حائل میان مردم منطقه و کوچی ها، در دهن یک دره مستقرشده بودند. شب هنگام، کوچی ها از همان دره عبور کردند و به مردم قریه حمله ور شدند. وی سپس ازمن می پرسد به نظرشما، اردوی ملی با آنان همکاری نکرده است؟

 

وی همچنین از وضعیت بد مواشی شان یادآوی می کند و می گوید: گاو و گوسفندان ما هم مطمئنا تا بحال یا توسط کوچی ها به غارت برده شده اند و یا ازگرسنگی مرده اند. کشت و زراعت مان هم یا توسط کوچی ها آتش زده شده و یا خشک شده اند و به محصول نمی رسد. او دورنمای زمستان خود را بسیار ناامید کننده می بیند و می گوید: شاید برای زمستان مجبورشویم که راه کابل و یا پاکستان را پیش گیریم.

 

قاسم می گوید: من فکر می کنم که دولت مقصر اصلی این فاجعه است و باید خسارات کامل مردم را بپردازد. متجاوزین باید کیفر داده شوند و خلع سلاح آنان باید روی دست گرفته شود.  

 

این در حالی است که ده ها هزار نیروی خارجی قوای ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا در افغانستان مسؤلیت کمک به تأمین امنیت را دارند و طبق معلومات موثق، گروپ هایی از نیروهای متعلق به کشور فرانسه همراه با یک کندک از اردوی ملی افغانستان به منطقه بهسود اعزام شده بودند تا در تأمین امنیت منطقه سهم بگیرند.

 

هزاره ها دولت را محکوم به اعمال سیاست های مغرضانه در این راستا می کنند و سکوت تلویزیون دولتی افغانستان وعدم پخش گزارش های درگیری های بهسود را شاهد این مدعا می دانند.

 

گفته می شود که ده ها هزار نفر از ساکنین ولسوالی های حصه اول و حصه دوم بهسود و ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان وردک بخاطرهجوم کوچی ها مجبور به ترک خانه های شان شده اند و بعضاً در وضعیت رقت باری در ولایات همجوار و کابل به سرمی برند.

 

قابل یاد آوری است که سال گذشته نیز مشکلات مشابهی در بهسود اتفاق افتاده بود که هزاره ها همواره خواهان حل موضوع از طریق حقوقی شده بودند که گویا روند مذاکرات، توفیق چندانی نداشته است.

کمک 55 میلیون تومانی حضرت آيت الله العظمی محقق کابلي به آسيب ديدگان تهاجم مسلحانه کوچی ها به بهسود

کمک 55 میلیون تومانی حضرت آيت الله العظمی محقق کابلي به آسيب ديدگان تهاجم مسلحانه کوچی ها به بهسود
محمدحسین فیاض، قم: مبلغ يادشده از شهريه ماهانه‌ي بالغ بر چهار هزار طلاب علوم ديني در افغانستان و ايران مي باشد که در اول هر ماه قمري به طلاب افغانستاني پرداخت ‌مي ‌گردد. اما اين بار حضرت آيت الله‌ محقق بنا بر اولويت کمک رساني به مردم ستم ديده بهسود از پرداخت آن به طلاب ياد شده خودداري نمودند. اين‌ حرکت تاريخي مرجع عاليقدر تشيع که با استقبال علما و طلاب افغاني در ايران روبرو گرديد، درحالي است که کمک هاي ديگر مهاجرين در ايران نيز، در حال جمع آوري و انتقال به افغانستان است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي– دامت برکاته– امروز 14/5/1387 در يک اقدام بي نظير و خداپسندانه به آسيب ديدگان مظلوم بهسود که توسط کوچي ها آواره شده اند بالغ بر 55 ميليون تومان، معادل 29 لگ افغاني از وجوهات شرعيه را اختصاص داد.


مبلغ يادشده از شهريه ماهانه‌ي بالغ بر چهار هزار طلاب علوم ديني در افغانستان و ايران مي باشد که در اول هر ماه قمري به طلاب افغانستاني پرداخت ‌مي ‌گردد. اما اين بارحضرت آيت الله‌محقق بنا بر اولويت کمک رساني به مردم ستم ديده بهسود از پرداخت آن به طلاب ياد شده خودداري نمودند. اين‌حرکت تاريخي مرجع عاليقدر تشيع که با استقبال علما و طلاب افغاني در ايران روبرو گرديد، درحالي است که کمک هاي ديگر مهاجرين در ايران نيز، در حال جمع آوري و انتقال به افغانستان است.


 
هميت اين موضوع در حالي است که شايد براي اولين‌ يا دومين بار است از سوي نهاد مرجعيت شيعه در يک چنين ‌حادثه ‌اي از وجوهات شرعيه کمک صورت مي‌ گيرد. البته خسارات وارده برمردم بهسود، به مراتب بالاتر از اينگونه کمک‌ ها بوده و جبران آن به ميليون‌ها دالرکمک نياز دارد. اما توجه ويژه‌ي حضرت آيت الله محقق، قطعا باعث تقويت قلب رنج ديده‌ي مردم بوده و حاوي پيام بزرگ پدر معنوي مردم براي مردم مي‌باشد. به بيان ديگر، براي اولين بار است که مردم ما درچنين مواردي سايه‌ي مرجعيت را بالاي‌‌ سرخود احساس ‌کرده و از يادآوري اين نهاد بهره‌مند مي‌شوند؛ ورنه، مردم ما از بدو تشکيل نهاد مرجعيت شيعه در قرن سوم هجري تا کنون اخلاصمندانه پايبند به پيروي از مرجع‌ تقليد ‌خود بوده و وجوهات شرعيه‌ي خويش را با تمام سختي‌ها به نجف و قم رسانده‌ اند و دريغا که کمتر اين ‌شيعيان دلسوخته مورد تفق٧د و دلجويي مراجع قرارگرفته و درحوادث مشابه زيادي از همدردي آن ها بهره‌ مند شده اند.


متن اطلاعیه حضرت آیت الله العظمی محقق به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

وعلیکم بالتواصل و التبادل و ایاکم و التدابر و التقاطع


به اطلاع عموم فضلا و طلاب محترم افغانستانی در تمام حوزات علمیه رسانیده می شود:


همان طور که همه مطلع هستید، عده زیادی از هموطنان شما در اثر حوادت اخیر خانه و اموال شان به غارت رفته و سرپرست شان را از دست داده و به عزای آنها نشته اند. لذا حقیر به عنوان وظیفه شرعی از جانب عزیزان تصمیم گرفته ام که شهریه ماه شعبان المعظم را به عنوان کمک از طرف جامعه روحانیت افغانی برای محرومین و مظلومین ارسال نمایم تا این که یک گام کوچک در راه خداوند متعال بر داشته باشیم و از طرفی ارتباط روحانیت با ملت بیش از پیش مستحکم گردد.


 
امیدوارم که با این عملکردمان رضایت خداوند متعال و امام زمان - ارواحنا له الفدا- را جلب کرده باشیم.


والسلام 7/5/1357

قربانعلی محقق کابلی

 

تداوم جنايات كوچي نماها پس از فرمان اخيركرزي نسبت به خروج آنان ازبهسود

تداوم جنايات كوچي نماها پس از فرمان اخيركرزي نسبت به خروج آنان ازبهسود

بر اساس گزارشات موثق نظاميان كوچي در ساحه دامن پيتاب دايميرداد روز جمعه 4 اسد بالاي نيروهاي پوليس ملي آتش گشوده اند كه از جزئيات تلفات و خسارات احتمالي اين آتش باري هنوز اطلاع دقيق گزارش نگرديده است، بر مبناي اين خبر پس از آنكه پوليس ملي به دستور مقام ولسوال ولسوالي دايميرداد روز جمعه 4/5 در اعتراض به چپاول اموال، تخريب مزارع و آتش زدن خانه هاي مردمان محلي توسط كوچي نماها در قريه جات قل ولي، سياگگ، بيخ كوه وجواز سنگ خواستار توقف جنايات و خروج كوچيها و مواشي آنان از قريه جات مذكور و بالاي مزارع مردم مي شوند كوچيهاي مسلح وخشن دست به اسلحه برده و اقدام به تير اندازي با انواع اسلحه سبك و نيمه سنگين بالاي مقامات امنيتي ولسوالي وافراد همراه آنان و پوليس ملي مي نمايد كه در نتيجه اي اين آتش افروزي كوچي نماها گفته مي شود يك عراده موتر پوليس به دست كوچيها افتاده و بعدا به آتش كشيده شده است، افراد پوليس و نيروهاي دولتي حاضر در اين ماجرا،از ترس تير اندازي كوچيهاي وحشي پس از يك ساعت درگيري پراكنده اقدام به فرار و عقب نشيني نموده وجان خويش را از مهلكه نجات بخشيده اند.! بنا به گزارش واصله، كوچيها در همان حال بدون توجه به هشدار هاي نيروهاي امنيتي دولت و باتير اندازي شديداقدام به ربودن و اسارت تعدادي ازافراد محلي مي نمايند كه به دعوت ولسوال وقوماندان امنيه ولسوالي دايميرداد به حيث نماينده مردم وشاهد جنايات كوچيها و راهبر در تركيب اين هيئت اشتراك ورزيده بوده اند. گفته مي شود حد اقل چهارتن از اين افراد ملكي و سه تن از عساكر پوليس ملي كه توسط كوچي ها در اين ماجرا اسير شده بودند به دست آنان بي رحمانه و به فجيع ترين وجه به شهادت رسيده اند كه جنازه دوتن از عساكر شهيد به مقصد زادگاه شان(بدخشان) روز شنبه انتقال داده شده و اجساد بقيه شهدا توسط اردوي ملي در دايميرداد تحويل مردم گرديده است. آنچه در اين ميان به گفته اي برخي تحليل گران، قابل تامل ودقت مي باشد آن است كه بيانيه اي سران كوچي مبني بر عدم تير اندازي از سوي افراد مسلح آنان پس از فرمان اخير حامدكرزي و تصميم كوچيها بر خروج از مناطق تحت اشغال، فريبي بيش نبوده كه از ديد ناظران آگاه، اين اقدام سران كوچي، صرفا حركت سياسي و سرپوشي برجنايات وحشيانه آنان به شمار مي رود، كه در واقع در سايه اي اين بيانيه وفرمان حامد كرزي، كوچيها وتحريك كنندگان اصلي آنان تلاش نمودند تاافكار عمومي را از جنايات مذبوحانه و اِعمال سياست زمين سوخته توسط جنگجويان شان در مناطق وسيعي از ولسواليهاي بهسود ودايميرداد منحرف سازند تادر فضاي ايجاد شده و با سوء استفاده ازخوشباوري افراد خام، فرصت جنايت و وحشيگري بيشتر براي خويش فراهم آورند.!

تاریخ نشر ۷/ ۵/ ۱۳۸۷

آخرین گزاریش از هجوم کوچی ها در بهسود

براساس اخبار دريافتي ازولسوالي هاي بهسود، گفته مي شود روزشنبه29/4/87 درگيريهاي نسبتاشديد

درمناطق مختلف ولسوالي هاي "حصه اول" و"حصه دوم" بهسودولايت ميدان، بين متجاوزان طرفدار كوچي و ساكنين

محلي جريان داشته است كه تا شامگاه آنروز نيروهاي مردمي باشندگان اين مناطق، در قسمت مياني دره

كجاب از توابع ولسوالي حصه دوم بهسود موفق به باز پس گيري بخش مهمي از مناطق تحت اشغال جنگجويان

به ظاهر كوچي گرديده اند. طبق اين گزارش، "كوه نيلك"، "تُوبَگا" و قسمت عمده اي از

منطقه

"گرماب خالق" به دست پرتوان مدافعان مردم آزاد گرديده است. از تلفات احتمالي طرفين در اين محور گزارشي در دست نيست.

از سوي ديگر در بخشهاي از ولسوالي حصه اول بهسود به رغم انجام عمليات پيروزمندانه مدافعان مردمي

درساعات اوليه صبح روز شنبه 29/4 كه درطي آن به آزادسازي برخي مناطق تحت اشغال مهاجمان كوچي

دست يافته و توانسته بودنداشغالگران خشن كوچي را تا "چهارپخسه" و "اوچك" عقب برانند ولي باتوجه به بهره مندي دشمن از تسليحات و مهمات هنگفت و پشتيباني جنگجويان طالب والقاعده از آنان، در پي شدت گرفتن ضد حمله دشمن، نيروهاي مردمي دست به عقب نشيني ميزنند كه بنابه گزارشهاي واصله شب يكشنبه 30/4 دامنه اي جنگ در مناطقي از "چيلم جاي"، "سنگينگا"و "آب بند" نيز كشيده شده است كه تا لحظه مواصلت اين گزارش، مقاومت مردمي در اين مناطق به شدت ادامه داشته است. بر اساس همين گزارش تاكنون شهادت سه تن و زخمي شدن يكتن ديگراز مدافعان مردمي در اين درگيري تاييد گرديده است كه پيكر برخي شهداي اين عمليات به شهركابل منتقل گرديده وبرخي نيز در صحنه باقي مانده است. اسم يك تن از شهدا به نام "عالم" (معروف به حبيب) مشخص گرديده است اماازمشخصات ديگر شهداوجزئيات بيشتر وآمار دقيق تلفات و خسارات احتمالي اين درگيري هنوز خبري در دست نيست. گفته مي شود؛ دولت حامدكرزي، در برابر اين فجايع، همچنان سياست سكوت و بي تفاوتي معناداري را در پيش گرفته و تاكنون كدام اقدام موثر در جلوگيري از كشتار وآوارگي باشندگان بي دفاع محلي اين مناطق از هزاره جات به دست مهاجمان طرفدار كوچي انجام نداده است.! اين در حالي است كه به گفته اي بسياري از تحليل گران آگاه، نيروهاي طالبان و القاعده در اين فجايع دست دارند.!

30/4/87